نگاه استراتژیک به صنعت فولاد و راهبردها

رضا اشرف سمنانیمشاور مدیرعامل میدکواولین طرح جامع فولاد در سال ۱۳۷۱ در ۱۷ جلد توسط کارشناسان فولاد در وزارت معادن و فلزات تهیه شد. در جلد آخر برخی از محورها شامل بحث توازن در این صنعت مادر، تحلیل‌های مقایسه‌ای، مناطق توسعه، مواد اولیه، صادرات و رشد مصرف درج شده بود. در سال‌های اخیر نیز طرح جامع فولاد توسط شرکت فولاد تکنیک تهیه و بازنگری شده که آمار و ارقام مفیدی از وضعیت موجود را نشان می‌دهد. زیرساخت‌ها نیز با ارقام مشخص شده که سعی می‌کنم با نگاه تحلیلی مواردی را مطرح کنم.

به نظر می‌رسد نگاه‌های کوتاه‌مدت، صرفا تجاری و سطحی بدون ریشه‌یابی‌های بخشی، توجه کمتر به پتانسیل‌های و مزیت‌های ریشه‌ای، آینده این صنعت را چندان مورد توجه قرار نمی‌دهد. به لحاظ تحلیل پورتری و بازار، کشور ما تمام مواد اولیه مورد نیاز صنعت فولاد و نه فقط سنگ آهن بلکه مواد کمکی، مواد اولیه و فروآلیاژها را داراست. اگر در تامین کافی مواد اولیه برای توسعه نگرانی وجود دارد، راهکار توجه به پتانسیل معدنی کشور، اقدام به اکتشافات و تجهیز معادن است.

واردات سنگین فولاد تا ۱۰ میلیون تن در چند سال قبل به صادرات آن در همان مقیاس و ارزش بالاتر تغییر جهت داده و به رتبه دهم جهانی در فولاد جهان به رغم تحریم‌ها و مشکلات رسیده است. پس در صادرات هم این پتانسیل وجود دارد. کدام کشور در منطقه تمام مواد اولیه، انواع انرژی، سابقه طولانی مدیریت، مهندسی، تجربه و دانش بهره‌برداری را دارد؟ توسعه ایران و رشد جمعیت منطقه بازار بزرگی است و قطعا یکی از مهم‌ترین صنایع کشور و تاثیرگذار در کل اقتصاد و صنعت کشور است.

متوسط مصرف سرانه جهانی فولاد ملاک مناسبی برای ما نیست و یک حداقل است چون هر کشوری از مزیت نسبی خود بیشترین بهره‌برداری را می‌کند و سرانه تولید برای ما با نگاه صادراتی مطرح است.

اما بدیهی است که به لحاظ سطح تکنولوژی واحدهای قدیمی باید به روز شوند. هم به لحاظ بهبود مواد اولیه، به روز کردن فرآیند تولید با تکنولوژی‌های جدید، کاهش مصرف آب از طریق بهبود تکنولوژی و استفاده از تصفیه فاضلاب کاهش مصرف انرژی با روش شارژ داغ، در واحدهای احیای مستقیم، استفاده از CDQ در واحدهای کوره بلند، بهینه کردن شارژ کوره بلند و به‌طور کلی بهره‌وری عوامل کل تولید و بهره‌وری سرمایه انسانی با افزایش تولید باید ارتقا یابد که در برخی از طرح‌های جدید مورد اقدام قرار گرفته است.

واحدهای جدید باید دارای ظرفیت اقتصادی و با انتخاب صحیح محل احداث باشند و با فشارهای محلی نباید به‌طور غیرمنطقی اصرار بر ایجاد واحدهای کوچک و غیراقتصادی و بدون توجه به مواد اولیه داشت. زنجیره کامل این صنعت با نگاه توسعه‌ای و صادراتی باید گسترش یابد و نه غیر متوازن یعنی از اکتشاف با مهم‌ترین اولویت تا محصول نهایی آغاز و برنامه‌ریزی شود.

واحدهای پراکنده مانند ذوب‌ها و نوردها در زنجیره باید دیده شوند. نوع محصولات و حداقل بخشی از آن به تدریج به سمت فولادهای تمیز و مخصوص و آلیاژی باید ارتقا یابد که ضمن تامین نیازهای صنایع و ساختمان‌های پیشرفته، باعث رشد و توسعه این بخش‌ها می‌شود ضمن آنکه با ارزش افزوده بیشتر به تولید ناخالص داخلی و توسعه کشور، اشتغال مولد، توسعه تکنولوژی‌ و بخش‌های دیگر کمک می‌کند. برای حفظ این صنایع مادر و ریشه‌ای از مزیت‌های دیگر کشور مانند انرژی اعم از گاز، برق، آب و زغال باید در خدمت توسعه صنعت فولاد استفاده کرد. ارزش صادرات خام آنها با چندین برابر ارزش افزوده در صنعت فولاد جایگزین می‌شود، بنابراین به بهره‌وری ملی و جامع‌تر در سطح کشور برای پشتیبانی و بهره‌گیری از این صنعت مادر باید توجه کنیم. همان‌طور که یکپارچگی در صنعت فولاد از ابتدای زنجیره تا محصولات نهایی باید به‌صورت متوازن باشد. از یکپارچگی این صنعت مادر با صنایع و بخش‌های مصرف‌کننده آن هم باید با هماهنگی و پشتیبانی هم‌افزایی استفاده شود. از ویژگی پیشرانی صنعت فولاد به نحو منطقی باید استفاده کرد. چه اینکه هر کشوری باید از مزایای رقابتی خود بهره‌برداری کند.

برنامه‌ریزی‌ها در اکتشافات چه سطحی و چه در عمق، تجهیز معادن و استخراج مواد معدنی باید پشتوانه پایداری صنعت فولاد باشد و نه اینکه کمبود آنها باعث کاهش ظرفیت‌ها و تولیدات شود.

تحمیل نیروهای مازاد در چند سال قبل به واحدهای بزرگ فولادی با افزایش ظرفیت و تولید باید جبران و اثرات کاهش بهره‌وری ناشی از آن‌که از خارج از این صنعت بوده باید جبران شود. سوبسیدهای انرژی به زغال هم باید تعمیم داده شود که در حقیقت استفاده بهینه از انرژی در اقتصاد کشور است. بدیهی است که مزیت نسبی انرژی باید مورد استفاده برای ارتقای ارزش افزوده در کشور دارای انرژی باشد. وقتی صنعت استراتژیک و پایه‌ای در اقتصاد مقاومتی مورد توسعه قرار می‌گیرد، بخش‌ها و عوامل بازدارنده یا کندکننده توسعه آن در کل خط زنجیره و مقررات تجاری و مالی نیز باید همسو برای توسعه و رشد آن باشد.

زیر ساخت‌ها (حمل و نقل و…) که خود هدف نیستند، بلکه باید برای اهداف توسعه‌ای با نگاه به مناطقی که این صنعت و ذخایر بزرگ معدنی قرار گرفته‌اند توسعه یابد تا هم‌افزایی اقتصادی در سطح ملی ارتقا یابد. اساسا در طرح آمایش سرزمین به مزیت‌ها و پتانسیل‌های مناطق توجه می‌شود. هر منطقه‌ای استعدادهای خود را داراست. بنابراین توجه و برنامه‌های توسعه‌ای زیرساخت‌ها باید با توجه به منطق معدنی و استقرار ذخایر عظیم معدنی احداث شوند که با استفاده از بهره‌وری در حمل و نقل و انرژی به کاهش هزینه‌های تولید و توسعه اشتغال در آن مناطق منجر شود و به‌خصوص آنکه در بعد توسعه مناطق کمتر توسعه یافته هم بسیار تاثیرگذار خواهد بود. در مجموع این صنعت مادر می‌تواند با برنامه‌ریزی‌های صحیح در اقتصاد و صنعت کشور سهم بالایی داشته و پیشران صنعت کشور شود، هم‌افزایی درونی این صنعت باعث هم‌افزایی در بخش‌های زیاد دیگری می‌شود. امیدوارم ابتکار مهم گروه رسانه‌ای «دنیای اقتصاد» و همایش‌های فولاد با تبادل نظرات و تحلیل‌ها به توسعه صنعت فولاد کشور کمک کند.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

For security, use of Google's reCAPTCHA service is required which is subject to the Google Privacy Policy and Terms of Use.

I agree to these terms.